نموندي درد ،درمون شه عزيزم
چقد دستم به دامون شه عزيزم
جدايي جونمو ميگيره ازمن
نذار اين جسم بي جون شه عزيزم
جدايي عين نفرين خدايي
گذاشتي عشق نفرين شه عزيزم
زبس بيخانمان كينه ورزند
نذاشتند عشق، سامون شه عزيزم
يه جور گفتند ستاره با سهيله
كه باز اين دل پر از خون شه عزيزم
توي اسطوره ها انگار نخوندند
كه ليلي عشق مجنون شه عزيزم
بهار زندگي بي عشق زرده
نذار اين فصل، هامون شه عزيزم
بري ساقي ازين ميخونه مي ره
نذاشتند مي به پيمون شه عزيزم
نرو شاعر هنوزم حرف داره
نذار شعر خنجر جون شه عزيزم
....
..
.
soheil raha
